شاخص US 500 تا اواخر آوریل رشد کرد؛ چون ریسکهای ژئوپلیتیک کمتر شد، رشد اقتصادی آمریکا همچنان مقاوم ماند و گزارشهای سود شرکتها بد نبود. محرک اصلی این حرکت، شرکتهای بزرگِ رشدی و شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی بودند. با این حال، تورم همچنان «چسبنده» بود (یعنی بهسختی کاهش مییابد)، قیمت نفت بالا ماند و سیاست پولی فدرال رزرو هنوز انقباضی و محدودکننده بود.
بازارها بخشی از «پرمیوم جنگ» را کم کردند (یعنی اضافهقیمتی که بهدلیل ترس از جنگ روی نفت و نوسان بازار مینشیند). این موضوع میل به ریسک را بهتر کرد. انتظارات سود شرکتها هم از حرکت حمایت کرد؛ معاملهگران با وجود بالا بودن بازده اوراق، روی فروش، حاشیه سود و «راهنمایی شرکتها» تمرکز کردند (یعنی برآورد مدیریت از عملکرد آینده).
دادههای اقتصادی همچنان بیشتر به رشد ادامهدار اشاره داشت تا «فرود سخت» (یعنی افت شدید اقتصاد و افزایش بیکاری). این موضوع به پیشبینیهای سود کمک کرد. فشار تورمی اخیر تا حدی انرژیمحور دیده شد و توجه بازار روی این بود که آیا تورم به بخشهای دیگر هم سرایت میکند یا نه.
در نمودار، قیمت دوباره بالای «فیبوناچی ۶۱.۸٪» نزدیک ۶,۷۴۴ برگشت (یکی از نسبتهای رایج برای سنجش میزان اصلاح قیمت) و مقاومت ۷,۰۱۱ را شکست. شاخص حوالی ۷,۱۰۷ معامله شد؛ بالاتر از «میانگین متحرک وزنی» (میانگینی که به قیمتهای جدیدتر وزن بیشتری میدهد) و بالاتر از «باند میانی بولینگر» (میانگین متحرک میانی در ابزار باندهای بولینگر). «PPO» مثبت ماند (نوسانگر درصدی قیمت؛ شاخصی برای سنجش شتاب روند) و «پهنای باند بولینگر» افزایش یافت (یعنی دامنه نوسان قیمت در حال بزرگتر شدن است).
سطوح کلیدی: مقاومتهای ۷,۲۰۱ و ۷,۴۴۳ و حمایتهای ۷,۰۱۱ و ۶,۷۴۴. مسیر کوتاهمدت تا وقتی ۷,۰۱۱ حفظ شود صعودی است، اما ریسکها شامل نفت، بازده اوراق، ژئوپلیتیک، پیامهای فدرال رزرو و دادههای اقتصادی پیشِرو است.